شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
22
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
تا به بركات « 1 » اين اخلاق ، صيت جهاننوردش به نيكنامى و احدوثه * 118 جميل سايرتر از نسيم صباست و شايعتر از فروغ ذكاست « 2 » . ز بس آوازه عدلش كه شايع گشت در عالم * عجب نبود كه ملك جم بود با ملك او منضم و على الحقيقه مآثر و مفاخر اين پادشاه نيكوخواه ولى سيرت و ملك سرپرست ، بيش از آنست كه در صدر بابى يا در ديباچه كتابى شرح توان داد ، بل ذكر اين مناقب در طول و عرض كعرض السَّماءِ وَ الْأَرْضِ * 119 بىكران است و چون نعيم اهل بهشت بىپايان و هراطناب كه در اين باب رود ، جز به عجز و قصور نكشد و هراسهاب * 120 كه در افراط « 3 » اين جناب تقديم افتد جز به تقصير و تفريط موسوم نگردد . يقول لسان الدّهر مدحك دائما * و لكنّه فوق الّذى هو قائل * 121 چه ، بارى عزّ شانه و عم برهانه ، ذات مطهر اين پادشاه دينپرور و اين شهريار عدلگستر را از كرايم شمايل پسنديده و جلايل خصايل گزيده ، آفريده است و لباس حفظ و عصمت خويش كه از وسخ ذمايم افعال * 122 و درن قبايح اعمال * 123 پاك است در وى پوشيده . ز تائيد بر سر نهاده كلاه * ز توفيق دربر گرفته قبا چنين خسروى در ممالك كجاست * جوانمرد صاحب دل و پارسا صورت « 4 » خوب و سيرت نيك و صدق وعد و وفاى عهد و رجاحت عقل و سماحت طبع و روشنى ضمير و پاكى اندرون [ و علو همت « 5 » ] با سياست و تواضع با مهابت و عفو با قدرت و اغضاء با مكنت : « 6 » از پاى تا به سر همه رفق است و همدمى * و ز فرق تا قدم همه مردى و مردمى فليس شبيهه للدّين واق * و ليس نظيره للملك حام فقدر العلم منه فى ارتفاع * و امر الملك منه فى انتظام
--> ( 1 ) - ب و ج : بركت ( 2 ) - ب : + لمولفه . ( 3 ) - اساس : تفريط ( 4 ) - ج : + صورت خوش و خلق خوب . ( 5 ) - اساس : ندارد . ( 6 ) - ب و ج : + چنان كه گفتهاند .